logo
    از سایت: درگاه پاسخگویی به مسایل دینی (http://www.porsojoo.info)

1ـ چگونه می توانیم به مقام عرفان و معرفت الهی برسیم؟

توسط: modir site
تاریخ: 12/9/1385

عرفان دو جنبه دارد، 1ـ جنبه نظری، این عرفان در درجه اول قرآن و سپس فرهنگ انبیاء و امامان(ع) است 2ـ جنبه عملی آن که اجرای همان جنبه نظری است. رسیدن به واقعیات اصیل عرفانی چه در جنبه نظری و چه در عملی جز از طریق مکتب الهی میسر نیست، زیرا محور در عرفان خداوند است و بس. انسان منهای این عرفان، موجودی ناقص و مریض و درختی بی ثمر است. سیر عارفانه از تزکیه درون شروع می شود و با اتصال به ملکوت و رسیدن به مقام قرب الهی و آراسته شدن نفس به حالت مطمئنه، راضیه و مرضیه ختم می گردد. لازم است در اینجا توضیحی درباره شخص عارف ارائه گردد؛ عارف انسانی است که با شاگردی در مکتب اولیاء و انبیاء و همنشینی با اصفیاء و کمک گیری از راه این بزرگان علم و دین به شناخت حقایق اصیل موفق گشته و عملاً به نور آن حقایق آراسته شده است. عارف انسانی است که در راه حق، غرق اطاعت و بندگی است. او از شیطان بار نبرده و جز خدا نخواسته و ندیده و نشنیده است و جز حق نگفته است. آیه الله جوادی آملی می گوید: راه رسیدن به حکمت عبادات این است که عابد چیزی جز معبود نبیند که اگر عابد چنین شود، عابد عارف می شود. اصول کلی زندگی عارفان: در این زمینه با توجه به آثاری که از وحی و انبیاء و امامان در اختیار است یازده برنامه به عنوان ریشه های حیات عرفان عاشق بیان شده است: 1ـ هوش در دم(نفس)؛ عبارت از عدم غفلت از گذر عمر حتی یک لحظه، یعنی هر نفسی که فرو می رود و بر می آید و در بین آن باید از سر حضور و آگاهی باشد و غفلت در آن راه نیابد. 2ـ نظر بر قدم؛ فخر الدین کاشفی گوید: نظر بر قدم اشارت به سرعت سیر سالک بود در قطع مقامات هستی و طی عتبات خود پرستی. 3ـ سفر در وطن؛ سفر بشر و انسان از خوی بشری به صفات ملکی و از صفات ذمیمه به اوصاف حمیده را گویند. 4ـ خلوت در انجمن؛ آنچنان غرق ایمان باشد که هیچ چیز او را از یاد خدا باز ندارد همچنان که در سوره نور آیه 37 داریم« رجال تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکر الله» دارای حالتی است که تجارب کسب و داد و ستد و زد وخورد مردم با هم او را از یاد خدا باز نمی دارد. 5ـ یاد کرد؛ به معنای ذکر است چه لفظی و چه قلبی(ذکری که انسان را به حرکت درآورده و به سوی خدا رهنمون کند.) 6ـ بازگشت؛ کنایه از رجوع ذاکر به سوی خداوند است در هنگام ذکر. 7ـ نگاهداشت؛ عبارت از نگهداری قلب از دخول خواطر است. که پیامبر(ص) خواطر را از سوءظن، شک و تردید، ریا و شرک، نفاق و کفر و بددلی و سخت دلی معنا کرده اند و گفته اند چنین خواطری مانع از حرکت انسان به سوی خداست. 8ـ یادداشت؛ توجه صرف به خداوند و مشاهده انوار او جدا از الفاظ و کلمات. خدا را حضور بی غیب داند. 9ـ وقوف عددی؛ رعایت عدد در ذکر قلبی برای جمع خواطر متفرقه، عدد ذکر و یا هر واقعیتی را باید بر طریق آنچه دستور داده اند(در روایات، قرآن و احادیث) رعایت کرد و گفته اند: در ذکر قلبی چون عدد از بیست و یک بگذرد و اثر ظاهر نشود دلیل باشد بر بی حاصلی آن عمل. 10- وقوف زمانی؛ یعنی سالک در همه زمانها و وقتها بر احوال خود آگاه باشد. 11ـ وقوف قلبی؛ آن را به دو معنا گرفته اند: یکی توجه به حق در هنگام ذکر، دیگری نبودن چیزی در دل جز خدا، تمامی این یازده فصل نشان می دهد که اصل همه فضائل و مبدأ تمامی خوبیها(اصلاح قلب) است. از عبودیّت تا ربوبیّت: کمال و قدرتی که در اثر عبودیّت نصیب بشر می گردد مراحلی دارد: مرحلة اول: ربوبیّت و ولایت بر نفس امّاره که در اثر آن روشن بینی پیدا می شود. نماز و روزه دو مورد از کارهایی است که خداوند انسانها را برای دستیابی به این مرحله، بدان سفارش می کند:«یا ایَّها الذین آمنوا استعینوا بالصَّبر و الصلوه». مرحله دوم: تسلط بر نیروی متخیّله؛ نیرویی که ذهن ما بواسطه آن هر لحظه از موضوعی متوجه موضوع دیگر می گردد و این قوه در اختیار ما نیست بلکه ما در اختیار اوییم. مرحله سوم: این است که روح قدرت و ولایت و ربوبیتش به مرحله ای می رسد که در بسیاری از چیزها از بدن بی نیاز می گردد، در حالی که بدن صد در صد نیازمند به روح است. این بی نیازی گاهی در چند لحظه، گاهی مکرر و گاهی به طور دائم صورت می گیرد و همان است که «خلع بدن» نامیده می شود. مرحله چهارم: در این مرحله، بدن از هر لحاظ تحت فرمان و اراده شخص درمی آید به طوری که در محدوده حوزه بدن خود شخص اعمال خارق العاده ای سر می زند. مرحله پنجم: بالاترین مراحل است و آن عبارت است از این که حتی طبیعت خارجی نیز تحت نفوذ اراده انسان قرار می گیرد و مطیع او می شود، معجزات و کرامات و بزرگان و پیامبران از این مقوله اند. البته در این راه مواردی نیز بیان شده که با وجود مستحبی بودن آنها، کمک فراوانی به رسیدن به درجه عرفان می کنند. ازجمله این موارد عبارتند از: 1ـ شب زنده داری(خواندن نماز شب): امام حسن عسکری(ع) می فرمایند:«الوصول الی الله سفر لا یدرک الاّ بامتطاء اللَّیل؛ رسیدن به لقاء الله سفری است که در آن نمی توان به مقصد رسید مگر به وسیلة شب زنده داری»(1). 2ـ اهمیت دادن به نمازهای واجب و در کنار آنها نوافل: شیخ طوسی از حضرت امام حسن عسکری(ع) روایتی نقل می کند که در آن بجا آوردن پنجاه و یک رکعت نماز در هر روز یکی از نشانه های شیعیان راستین شمرده شده است. متن روایت چنین است:«علامات المؤمنین خمس؛ صلوه الاحدی و الخمیس، و زیاره الاربعین، التَّختّم فی الیمین، و تعفیر الجبین، و الجهر بسم الله الرَّحمن الرّحیم»(2). علامت اهل ایمان پنج تا است: بجای آوردن 51 رکعت نماز(در هر روز)، خواندن زیارت اربعین، قرار دادن انگشتر(حجاز) در انگشتان در دست راست، مالیدن پیشانی(در هنگام سجده)بر خاک و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم (در هنگام قرائت نماز). در توضیح فراز اول روایت لازم است به این نکته اشاره شود که مقصود حضرت از 51 رکعت نماز، 17 رکعت نمازهای واجب و 34 رکعت نوافل آنهاست. البته نافله به نمازهای مستحبی گویند اما چون برای نافله های نمازهای واجب تأکید فراوان شده و به ویژه در مورد نافله های شب سفارش بیشتری صورت گرفته است، به این جهت در این روایت انجام آنها در کنار نمازهای فریضه یکی از نشانه های اهل ایمان و شیعیان اعلام شده است.(3) 3ـ سجده های طولانی: امام حسن عسکری(ع) همواره در مورد سجده های طولانی به شیعیانش توصیه کرده و می فرمود:« اوصیکم بتقوی الله و الوَرَع فی دینکم و الاجتهاد لله ... و طول السجود»(4)؛ شما را به پارسایی و پرهیزگاری در دینتان و تلاش برای خدا ... و انجام سجده های طولانی سفارش می کنم. سجده های طولانی و خاکساری در برابر حق آثار ارزشمندی برای بندگان خداجوی به همراه دارد و نزدیکترین و میانبر ترین راه به سوی حق زمانی است که انسان سر بر آستان ربوبی گذاشته و نهایت بندگی خود را به نمایش می گذارد. انشاءالله با انجام آنچه گفته شد، بتوانیم گامی در جهت شناخت خود و در نهایت شناخت و معرفت الهی برداریم. برای مطالعه بیشتر می توان به کتابهای زیر مراجعه نمود: ـ سیری در تصوف ـ مدرسی چهادهی ـ نشر اشراقی تهران 1359. ـ دین و عرفان ـ‌ محمد تقی فعالی ـ نشر زلال کوثر ـ چاپ اول ـ‌ قم بهار 1381. ـ برنامه سلوک در نامه های سالکان ـ علی شیروانی. ـ عرفان اسلامی ـ حسین انصاریان. ـ چهل منزل سلوک ـ سید کاظم ارفع منابع و مآخذ 1ـ بحار الانوار، ج75، ص380. 2ـ مصباح المتهجد، ص788؛ وسائل الشیعه، ج13، ص478. 3ـ نشریه مبلغان، ش41، ص19 و 20. 4ـ وسائل الشیعه، ج6، ص378.


آدرس:
http://www.porsojoo.info/fa/node/19395