اجتهاد و تقلید ( در فقه شیعه)

نوآورى در فقاهت، نیاز زمان / محمد حسن نجفی

در هر برهه اى که فقیهى ژرف اندیش، کاونده، همه سونگر و زمان شناس، دست به ابتکار و نوآورى در شیوه استنباط زده است، به ژرفا افزوده و به میزان درخورى، در ساحت مقدس فقه، بالندگى و پویندگى آفریده است و گاه، تلاش او در ساحت فقاهت، نقطه آغازى شده براى ...

واژه اجتهاد در متون و فرهنگ اسلامى / نام نویسنده..............

دراین مقال ، واژه اجتهاد را در متون و فرهنگ اسلامى و بار مفهومى آن را درادوار و مذاهب مختلف ، مورد کندوکاو قرار مى دهیم و...

نگاهى دیگر به اجتهاد(1) / نام نویسنده.........

دراین مقال ، سرگذشت واژه تفقه و فقه و معانى که در بستر تاریخ و عرصه فرهنگ اسلامى به خودگرفته است ، به گونه اى گذرا، بررسى کرده و معناى حقیقى آن را در قرآن و سنت مى جوییم .و ...

ناتوانى اجتهاد مصطلح از دیدگاه امام / نویسنده .....................................

فقه، تئورى اداره جامعه است و برنامه زندگى انسان از گهواره تا گور. معمار انقلاب، انگشت روى نقطه اى مى گذارد که براى بسیارى شنیدن آن سخت است، تا چه رسد به باور کردن آن.
امام، مشکل را در ناتوانى اجتهاد ...

عوامل پویایى فقه/ سید علی سادات فخر

بنیادى‏ترین اندیشه‏اى که جریان رو به‏رشد فقه را به طور ساختارى مى‏تواند تضمین کند اصل‏ اجتهاد است. اجتهاد را چنین تعریف کرده‏اند: «توان به‏دست آوردن حجت‏بر احکام شرعى یا وظیفه عملى (شرعى یاعقلى).» (3) بدون تردید اجتهاد داراى اقسامى است که درکتابهاى مربوطه، به آنها اشاره شده است از جمله مى‏توان به‏تقسیم آن با توجه به مراتب مجتهدین نگاهى نمود: اجتهادمطلق و اجتهاد منتسب (اجتهاد در مذهب). (4)
به کسى گویند مجتهد مطلق است که بتواند در اصول وفروع اجتهاد کند و به تعبیرى صاحب سبک باشد. در برابربه شخصى گویند مجتهد منتسب است که وى اصول وملاکهایى را بپذیرد که بنیانگذار مکتبى فقهى، آنها را تدوین‏نموده است و او فقط در فروع حق...

شرط اعلمیت در رهبرى / سید کاظم حائری

به این گونه اخبار استدلال مى شود که ولایت امر به معناى رهبرى امت در احکام ولایى و حکومتى، مشروط به این است که رهبر از نظر فقهى اعلم از جمیع علما باشد.
ما در ابتداى امر در مقابل این استفاده از روایات، چهار احتمال را که ممکن است مورد نظر روایات باشد مطرح مى کنیم:
احتمال اول:
مقصود از شرط اعلمیت، اعلمیت از تمام مردم نباشد بلکه مراد اعلمیت رهبر در میان علماى واجد سایرِ شرایط رهبرى باشد; به این معنا که رهبر باید در میان واجدین سایر شرایط رهبرى مانند شجاعت، کفایت سیاسى و اجتماعى، آگاهى به زمان و… اعلم باشد.
احتمال دوم...

زن و مرجعیت /محمد حسن نجفی

روح تعالیم اسلام و اصول کلى آن، اقتضاء مى کند که زن نیز همانند مرد درصورت داشتن شرایط، بتواند عهده دار مسؤولیّت افتاء گردد و به عنوان مرجع تقلید، براى دیگران فتوا بدهد. قبل از نقد و بررسى دلائل کسانى که تصدى مقام افتاء را براى زن جایز نمى دانند، اشاره گذرا داریم به برخى از این اصول کلى و توضیح بیشتر در ضمن نقد و بررسى خواهد آمد.
1. تعلیم و تعلم در اسلام، جایگاه با ارزش و والایى دارد هم زنان و هم مردان به فراگیرى دانش ترغیب شده اند:
(طلب العلم فریضة على کل مسلم و مسلمة)4
اسلام، آموختن دانش دین را براى زنان تا به آن حد از اهمیت قرارداده که زن مى تواند فراگرفتن بخشى از دین را به عنوان مهریّه خود قراردهد. سنتّى که پیامبر گرامى اسلام، از همان...

روند آینده اجتهاد/ آیت الله محمد باقر صدر

فکر مى‏کنم همه ما، در این که هدف اجتهاد، همان تطبیق دادن تئورى اسلام با زندگى است،توافق داریم و چون بدون روشن شدن مشخصه ها و ابعاد این تئورى، تطبیق آن ممکن نیست، پس باید دو حوزه متفاوت تطبیق تئورى اسلام در زندگى را مشخص سازیم.
1. تطبیق این تئورى در حوزه فردى و رفتارها و تصرفات شخصى.
2. تطبیق آن در حوزه اجتماعى و بناى جوامع انسانى،بر اساس آن در ابعاد مختلف اجتماعى، اقتصادى و سیاسى.
آهنگ اجتهاد،گر چه در آغاز و در تحلیل نظرى...

روشى نو در استنباط احکام/ محمد جواد مغنیه و عبدالرضا ایزدپناه

نمى شود کاستیهاى فقه رانادیده گرفت ، زیرا درکنار این امتیازات فناوایى ابداع شده است که خاستگاه آن تعصّب وجهل به موضوعات ومسائل اجتماعى، بوده است.پییراستن چهره شریعت از چنین نظرّیاتى نیازى فورى واساسى است. البته وجود چنین فتاوایى از منزلت و مکانت میراث بزرگ فقهى ما، نمى کاهد، زیرا مترقّى ترین قوانین دنیا، بارها وبارها دستخوش تغییر، تبدیل وزیادى وکاستى شده اند.
درتهذیب فقه ،تنها به محتوا، نبایدبسنده کرد، بلکه بایسته است در فصل ...

تحول موضوعات در فقه/ سید مرتضی تقوی

در ساختمان اندیشه فقهى، سه رکن اساسى وجود دارد که هر تغییرى در ساخت اندیشه فقهى، بستگى به تغییر در یکى از این سه رکن است موقعیت هر یک از این ارکان سه گانه، که همان «احکام»، «موضوعات» و «روش استنباط» هستند، در نظام تفکر فقهى بدین گونه است: احکام، محصول نهایى اندیشه فقهى هستند، یعنى تمام ساز و برگ اندیشه فقهى به کار مى افتد تا حکم یک موضوع را، که در شریعت موجود است، کشف کند، یا حکم موضوعى را که به طور مستقیم در شریعت وجود ندارد، از روى دلیل، استنباط کند. و اما موضوعها، در واقع، مهبط احکام هستند و وجود آنها یک شرط لازم براى فعلیت یافتن احکام است و روش استنباط نیز، ابزار...